تاریخ ارسال خبر: ی, آبان ۹م, ۱۳۹۵
کد خبر: 12243

از اعدام متجاوز به مادر دوست دخترش تا لغو اعدام قاتل دوست خواهرش

اشتراک‌گذاری
برچسبها

 

ماف نیوز: پسر جوان که مادر دوست دخترش را بعد از ارتباط پنهانی به قتل رسانده، درخواست بخشودگی از اعدام کرده‌ و در پرونده ای دیگر، حکم اعدام پسر جوانی که دوست پسر خواهرش را کشته، لغو شد.

 

به گزارش مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان به نقل از رکنا، پسر نوجوان که دست به قتل زده است پس از ۹ سال زندان ادعا کرد که مادر دختر مورد علاقه ام سعی داشت با من ارتباط برقرار کند به همین خاطر با هم درگیر شدیم و با کرواتی که همراهم بود او را خفه کردم.

 

 هفتم اسفند ۸۶ زن ۳۷ ساله ای به نام مرجان در خانه شان در خیابان نبرد تهران کشته شد. شواهد نشان می داد این زن در غیاب دختر نوجوانش با یک کروات صورتی خفه شده است. پلیس به بازجویی از مهسا ۱۵ساله پرداخت. وی گفت: نوید ۱۷ساله که از بستگان دورمان است به خانه مان آمده بود که برای خرید از خانه بیرون رفتم و وقتی برگشتم با جنازه مادرم روبه رو شدم.مطمئن هستم نوید مادرم را کشته است.

 

تلاش پلیس برای ردیابی نوید آغاز شده بود که سه روز بعد این پسر به پلیس آگاهی رفت و تسلیم پلیس شد.

 

نوید به درگیری با مرجان و قتل وی اعتراف کرد و در شعبه ۷۱دادگاه کیفری سابق استان تهران پای میز محاکمه ایستاده بود به قصاص محکوم شد. حکم صادره در دیوان عالی کشور تایید شده بود که ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی جدید که امتیازی برای محکومان زیر ۱۸ سال در نظر گرفته است تصویب شد. به این ترتیب با گذشت ۹ سال از جنایت نوید که حالا ۲۶ساله است دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربان زاده و با حضور دو قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد.

 

در ابتدای این جلسه همسر قربانی در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: پدر و مادر همسرم پیر هستند و به خاطر کهولت سن نتوانسته اند در دادگاه حاضر شوند. دخترم مهسا نیز باردار است و به همین خاطر به دادگاه نیامد ولی من از نوید شاکی هستم و برایش تقاضای اشد مجازات دارم.

 

سپس نوید پشت تریبون دفاع ایستاد و در تشریح جزییات ماجرا گفت: چون مهسا از بستگانمان بود به او علاقمند شده بودم و برای دیدن او به خانه شان می رفتم. اما مادر مهسا مخالف این ارتباط بود. مرجان مدتی بود حرف هایی می زد که متوجه شده بودم به من علاقمند شده است و می خواهد با او ارتباط داشته باشم. آخرین بار وقتی برای دیدن مهسا به خانه آنها رفتم مادرش برایمان مشروب آورد. بعد از خودرن مشروب مادرش از مهسا خواست تا برای خرید به بیرون برود. وقتی من و مرجان در خانه تنها شدیم او حرف های نامربوطی زد و از من خواست تا با او ارتباط داشته باشم. به همین خاطر عصبانی شدم و با هم درگیر شدیم. من او را هل دادم که به سمت من حمله کرد و من با کرواتم او را خفه کردم .

 

وی در پاسخ به سوال قاضی دادگاه درباره اینکه آیا می دانستی مجازات قصاص،اعدام است پاسخ داد؟ نه. من در آن زمان بچه بودم و فکر می کردم کسی که دست به قتل بزند فقط چند سالی به زندان محکوم می شود.اما باور کنید من واقعا قصد کشتن مرجان را نداشتم .

 

در آن بین همسر قربانی گفت: ما هیچ وقت در خانه مان مشروب نداشتیم و نوید به دروغ می گوید همسرم به او مشروب تعارف کرده است.

 

سپس وکیل متهم در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: طی تماس تلفنی که با عموی متهم داشته ام متوجه شدم وی با اولیای دم مذاکره کرده و تا حدی زیادی آنها را به اعلام گذشت راضی کرده است. از این رو از دادگاه تقاضا دارم تا به من مهلت بدهند تا در این زمان رضایت اولیای دم را جلب کنم.

 

بنا به این گزارش، در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و به متهم مهلت ۴۰ روزه داد تا شاید بتواند در این زمان رضایت شاکیان را جلب کند.

 

در خبری دیگر مرد جوان که دوست خواهرش را با ادعای مهدورالدمی به قتل رسانده بود، در دیوان عالی کشور شکسته شد.

 

تحقیقات جنایی در این پرونده از آذر سال ۹۱ و به دنبال ناپدید شدن پسر ۲۰ ساله‌ای به نام وحید در شهریار آغاز شد. کارآگاهان پلیس در ردیابی‌های خود متوجه علاقه وحید به دختر جوانی به نام ناهید شدند. تحقیقات نشان داد، ناهید به شیشه اعتیاد دارد و سه بار از خانه فرار کرده است. تحقیقات از زن جوان بی‌نتیجه ماند و گره پرونده ناپدید شدن پسر جوان باز نشد. در ادامه جسد سوخته‌ای در فشافویه پیدا و پس از بررسی جسد مشخص شد متعلق به وحید است. با کشف جسد پسر جوان روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد.

 

خانواده وحید انگشت اتهام را به سمت خانواده ناهید نشانه رفته و آنها را به عنوان تنها مظنونان قتل Murderمعرفی کردند. ماموران با دستور قضایی حسین ۵۳ ساله و پسر ۲۵ ساله‌اش مراد را به عنوان متهم دستگیر کردند. آنها ابتدا منکر اطلاع از قتل وحید شده اما در ادامه اعتراف کردند پسر جوان را به خاطر رابطه با ناهید کشته‌اند. در ادامه پدر و پسر در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند.

 

در این جلسه اولیای دم تقاضای قصاص کردند و مراد در دفاع از خود گفت: من به تنهایی وحید را کشتم و جنازه‌اش را به آتش کشیدم؛ چون او را مهدورالدم می‌دانستم. ناهید به شیشه معتاد Addicted شده بود و رابطه خوبی با شوهرش نداشت. ناهید سه بار به خاطر وحید از خانه فرار کرده بود به همین خاطر من و پدرم او را به خانه خودمان برده بودیم تا مواد را ترک کند. اما یکباره دیدیم او از خانه بیرون رفته است. من و پدرم به خانه ناهید رفتیم و هر چه در زدیم، کسی پاسخ نداد. من از روی دیوار داخل خانه پریدم و ناباورانه با وحید روبه‌رو شدم. من به خاطر غیرتم وحید را با دو ضربه چاقو کشتم. سپس جنازه را لای پتو پیچیدم و در صندوق عقب ماشین گذاشتم و آن را به آتش کشیدم، او مستحق مرگ بود.

 

حسین هم گفت: من از ماجرای قتل وحید به دست پسرم بی‌خبر بودم، اما بعد از دستگیری به دروغ گفتم در قتل دست داشته‌ام. من حتی نمی‌دانستم پسرم جنازه وحید را آتش زده است.

 

به دنبال اظهارات این زن، هیات قضایی وارد شور شد و سعید را به قصاص محکوم کرد. پدرش نیز به ۱۵ سال زندان محکوم شد. با اعتراض متهمان به حکم مجازات، پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شد.

 

قضات دیوان عالی کشور پس از بررسی پرونده حکم دادگاه را با توجه به ارتکاب قتل با ادعای مهدورالدمی و اکراه ناهید به این ارتباط نقض و پرونده را برای رسیدگی دوباره به شعبه‌ای دیگر ارسال کردند.