تاریخ ارسال خبر: ش, آبان ۱م, ۱۳۹۵
کد خبر: 12056

از بخشش دو محکوم به اعدام تا اعدام قاتل متجاوز به زنش

اشتراک‌گذاری
برچسبها

 

ماف نیوز: معاون قضایی و رئیس شوراهای حل اختلاف گلستان از بخشش ۲ محکوم به قصاص در استان خبر داد و گفت که اولیای دم در اقدامی انسانی این دو زندانی را بخشیدند.

 

به گزارش مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان به نقل از دادگستری گستان، احمد جعفری روز شنبه اظهار داشت: “یکی از این محکومان ۱۴ سال پیش وقتی برای گشت و گذار به ساحل بندرگز رفته بود، دریک درگیری کنترل خود را از دست داده و یک نفر را با چاقو کشته بود”.

 

 وی افزود: “محکوم دیگر نیز سه سال پیش در دعوای خانوادگی با استفاده از دسته هندل موتور چاه، منجر به مرگ همسرش شده بود”.

 

رئیس شوراهای حل اختلاف گلستان ادامه داد: “حکم اعدام این دو نفر پس از تایید دیوان عالی کشور آماده اجرا بود، اما با پادرمیانی اعضای شورای حل اختلاف، خانواده مقتولان با بزرگواری از حق خود گذشته و این ۲ محکوم را بخشیدند”.

 

در خبر دیگری، مرد جوان وقتی متوجه رابطه پنهانی زنش با یکی از بستگانش شد برای صحبت کردن و پایان دادن به این اتفاقات در محل قراری حاضر شد تا تصمیم نهایی برای زندگی اش بگیرد اما در زد و خورد با مرد آشنا در اقدامی ناخواسته با جسد وی روبرو شد.

 

رسیدگی به این پرونده زمانی آغاز شد که مأموران پلیس۱۱۰ از کشف جسد سوخته در بیابان‌های اطراف هشتگرد با خبر شدند. مرد کشاورز که جسد را پیدا کرده بود به پلیس گفت: «صبح زود که برای آبیاری مزرعه‌ام به اینجا آمدم، ناگهان چشمم به خودروی گران قیمتی افتاد که کنار جاده رها شده بود. هرچه در اطراف جست‌وجو کردم، کسی را ندیدم. اما کمی جلوتر با شعله‌های آتش روبه‌رو شدم وقتی به آنجا رفتم جسد مردی را دیدم که در آتش می‌سوخت.

 

پسر ۹ ساله به خاطر خواهرش پای خود را از دست داد +عکسشوخی زشت پسر ۱۶ساله با همسایه اش +عکسنجات قاتل از چوبه دارشلیک های بی هدف زن روانی مردم را به وحشت انداخت +عکس

 

مأموران پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی، به بررسی هویت مالک خودرو پرداخته و نشانی خانه‌اش در شرق تهران را به‌دست آوردند. بدین‌ترتیب مشخص شد مالک خودرو، مرد ۵۰‌ساله‌ای به‌نام «سامان» است. او وکیل دادگستری بود که دو روز قبل به‌طور مرموزی ناپدید شده بود. این در حالی بود که پدر و مادر «سامان» با طرح شکایت در دادسرای جنایی تهران از گم شدن مرموز پسرشان خبر داده بودند. بنابراین پس از شناسایی هویت قربانی پرونده برای رسیدگی در اختیار بازپرس جنایی کرج قرار گرفت.از سوی دیگر پزشکی قانونی پس از معاینه جسد اعلام کرد به‌علت سوختگی شدید، تعیین علت مرگ امکان‌پذیر نیست. بنابراین کارآگاهان به‌بررسی مکالمات تلفن همراه و تحقیق از خانواده قربانی جنایت پرداختند تا اینکه کارآگاهان پس از بررسی دقیق متوجه ارتباط تلفنی قربانی با یکی از بستگانش شدند. آنها همچنین دریافتند این زن به‌دلیل اختلاف خانوادگی، جدا ازهمسرش و در خانه پدرش زندگی می‌کند.

 

بدین‌ترتیب زن جوان احضار و تحت بازجویی قرار گرفت. وی گفت: مقتول به من توجه خاصی داشت و برایم هدیه و طلا می‌خرید. تا اینکه شوهرم متوجه شد و شکایت کرد. هرچند پیگیر شکایتش نشد اما مدام «سامان» را تهدید می‌کرد و دست بردار هم نبود. تا اینکه با قهر به‌خانه پدرم رفتم تا تکلیفم روشن شود. پس از کشف این سرنخ، پلیس همسر این زن را در خانه‌اش دستگیر کرد. در بازرسی از خانه متهم، یک کیف دستی حاوی مدارک خودرو و کارت شناسایی مقتول کشف شد و وی به اتهامقتل به اداره آگاهی کرج انتقال یافت.

 

«سعید» در حالی که بشدت آشفته و سردرگم بود، در تشریح جزئیات ماجرا با افسوس گفت: ۱۸ سال زندگی مشترک‌مان با «محبوبه» بدون دردسرگذشت. تا اینکه متوجه تماس‌های پنهانی او شدم. وقتی پرینت مکالمات و پیام‌هایش به دستم رسید، پی به رابطه شیطانی او با یکی از بستگانش بردم. آن مرد وکیل دادگستری و متأهل بود اما همسرش به‌دلیل اختلاف‌های خانوادگی به شهرشان رفته بود و «سامان» تنها زندگی می‌کرد. بعد از افشای این رابطه سیاه پرینت پیام‌های تلفنی همسرم را پیوست نموده و در دادسرای کرج از همسرم شکایت کردم. در متن پیام‌ها، به رابطه غیر اخلاقی آنها و خرید طلا برای همسرم اشاره شده بود.

 

با این حال به دلیل اینکه خونم به جوش آمده بود دوام نیاوردم و با مردی که خانواده و خوشبختی‌ام را تباه کرده بود، تماس گرفتم. حتی به سراغ پدر و مادرش رفتم و موضوع را با آنها هم در میان گذاشتم که فایده‌ای نداشت. به همین خاطر با «سامان» قرار گذاشتم حضوری صحبت کنیم.

 

بنابراین در جلسه‌ای با حضور او و همسرم اتمام حجت کردم که همسرم یا به زندگی برگردد یا اینکه طلاق بگیرد و دنبال خواسته‌اش برود. اما آنها نه تنها به حرف‌هایم توجهی نکردند بلکه همسرم به حالت قهر، خانه را ترک کرد و به خانه پدرش رفت. بعد برایم خبر آوردند آنها همچنان با هم ارتباط دارند. در حالی که آشفته و سردرگم بودم با سامان به بهانه‌ای قرار گذاشتم و سوار ماشینش شدم. در بین راه بحث‌مان بالا گرفت. او ادعا می‌کرد همسرم دست بردار نیست و من عصبانی بودم. او در حال رانندگی بود که با هم درگیر شدیم. او بی‌حال شده بود که پشت فرمان نشستم و به خانه‌ام آمدیم. دقایقی بعد به ارتباط با همسرم اقرار کرد و من دهانش را با چسب بستم. نمی‌خواستم حرفی بشنوم چرا که دنیا برایم تیره و تار شده بود. او را داخل خودرو حبس کردم و چادر روی ماشین کشیدم. به خانه برگشتم و با همسرم تماس گرفتم اما جواب نداد. حدود یک ساعت منتظر تماس همسرم ماندم اما خبری نشد. به سراغ سامان رفتم که رنگ چهره‌اش کبود شده و نفس نمی‌کشید. در تاریکی شب و در حالی که درمانده بودم به طرف بیابان‌های هشتگرد حرکت کردم. در جایی خلوت توقف کردم و جسد را رها کردم. اما ترسیدم شناسایی شود که او را سوزاندم و…

 

پس از اعتراف‌های متهم و بازسازی صحنه جنایت، قرار مجرمیت وی در دادسرای کرج صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه اول دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. هیأت قضایی دادگاه پس از محاکمه عامل جنایت، به اتفاق آرا وی را به اتهام جنایت بر میت و آدم‌ربایی مجرم دانست و او را به ۱۵ درصد دیه کامل، ۷۴ ضربه شلاق و ۱۵ سال زندان محکوم کردند. اما در خصوص مباشرت در قتل عمد، قاضی «هدایت رنجبر» – رئیس دادگاه- و قاضی «علی یزدان‌پور» حکم به قصاص نفس- اعدام- متهم صادر کردند. این در حالی است که قاضی «ایرج خنکدار- اعلام کرد متهم با اعتقاد بر مهدور الدم بودن مقتول، وی را به قتل رسانده است پس تنها باید از جنبه عمومی جرم مجازات شود و مستحق اعدام نیست.

 

بنا به این گزارش، این پرونده برای رسیدگی نهایی و تعیین سرنوشت عامل قتل، در اختیار قضات دیوان عالی کشور قرار خواهد گرفت تا آنها حکم قطعی را صادر کنند.